پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: نيكي به پدر و مادر عمر را زياد- دروغ، روزي را كم- و دعا، قضا را دفع مي‌كند. پيامبر اکرم (ص) : با قرآن همنشين شويد و پيشوای خويشش کنيد که قرآن گفتار پروردگار جهانيان است . عليکم بالقرآن ، فاتخذوه اماما و قائدا فانه کلام رب العلمين . نهج الفصاحه

در پاسخ به مقاله هفتم آقاي گنجي «پيامبر راستگو و صدق مدعيات» عباس عمو جوادی


بسمه تعالي

در پاسخ به مقاله هفتم آقاي گنجي

«پيامبر راستگو و صدق مدعيات»

در بند اول این مقاله، ايشان با مغلطه در صدق و انواع قرار دادن براي آن (صدق هنري، صدق اخلاقي،صدق منطقي، صدق فلسفي، صدق ورزشي، صدق اقتصادي و ...) انواع صدق را مطرح مي كنند و از يكي براي رد ديگري استفاده مي نمايند در حاليكه غافلند كه صدق مراتب دارد نه انواع.

شما نمي توانيد در كمال صدق كلامي، صدق اقتصادي نداشته باشيد ( صدق كلامي داشته باشيد ولي رباخوار باشيد) ما از پيام دين درك مي كنيم كه از مرحله اول صدق كه زبان است به نيت و به عمل مي رسيم و صدق ما را به صدقه مي رساند. (پرداختن يا عبور از مرحله خود و خودخواهي به خير عام و به خيرخواهي براي ديگران). اين صدقه فقط شامل آن چند ريالي كه براي دفع بلا مي گذاريد نيست و مرحله بالاتري دارد كه شامل همة آموزه ها مي شود، يعني از آنچه كه براي زندگي سالم آموخته اي و كسب كرده اي، به ديگران ببخش و بخشنده وار بياموز، اين معني واقعي صدقه پس از تمرينات در مراحل مختلف مي شود. يعني بدون دريافت مزد، بدون ترس از سرزنش ملامتگران به مرحله اي از تعالي و رشد مي رسي كه اصلاح و به صلاح آمدن همنوعانت برايت شادي مي آورد.

اين يك مغلطه ناجوانمردانه است كه ما بخواهيم تمام احوالات يك شخصيت بزرگ تاريخ را كه كل تاريخ مداران چه شرقي، چه غربي با دين و نگرش هاي مختلف اذعان داشته و يك دل و يك صدا بر امين بودن او اعتراف و تأكيد دارند، ناديده گرفته و بي توجه باشيم در حالي كه مي دانيم او در تمام روابط اجتماعي در سطوح مختلف، قبل از پيامبري، امين بود و لقب امين را جامعه به خاطر عملكرد او به ايشان داد و بعد از پيامبري هم اين موضوع تا زمان وفات ايشان ادامه داشت يعني 63 سالگي. قبل از پيامبري يعني سپري كردن عمري 40 ساله در صدق ( در تمام سطوح و ابعاد آن).

اگر بدانيد كسي به مقام صدق مي رسد كه اعمال و افكارش، انگيزه و انگيخته اش توأماً رشد و تعالي داشته و عمل او كه اجرا شده از عمق و حد بالاي معرفت و شناخت و آگاهي وي خبر مي دهد، زندگي توأم با صدق و انجام اعمالي در زمينه هاي فكري- عملي حداقل به مدت 30 سال ( اگر 10 سال کودکی او را در نظر نگيريم) در میان عرب زمان جاهليت كه به راحتي لقب اين چنين مهمي به كسي نمي داد به ايشان اين لقب را داده، مردم آن زمان واقعيت را ديدند و پیامبر به واقع، معرض تحسين مردم بوده و همه به حقيقت اين موضوع معتقد شدند و اعلام نمودند محمد(ص) يعني امين و امين يعني محمد(ص) و اين امين بودن صفت و مقام روزمره ايشان ( حداقل 30 سال) بوده و پس از پيامبري هم به مدت 23 سال ديگر بر همين منوال بود (در زمان وفات فرمود: هركس بر او ظلمي كردم يا حقي بر من دارد بيايد و بگيرد كه همه مي دانند چه شد و هيچ كس نبود كه حقي بر ايشان داشته باشد) بلكه او بود كه سختي هدايت آدمهاي جاهل، شرابخوار، قمارباز، زناكار و غيره را كه دختر زنده بگور مي كردند و خالي از اخلاق و تربيت و محبت و عشق بودند بر عهده گرفت و براي بشری که لياقت هدايت الهي پيدا كرده، هديه عشق و معرفت كه فيض الهي است براي هر كس كه بخواهد بين خود و ساير جانوران افتراق به وجود بياورد معرفي نمود و نشاني زلال هدايت از چشمه رباني را ارزاني داشت كه خود جاي بحث مفصل دارد ( كه افرادي نگران انسانيت انسان دردمند اخلاق و شعور و عرفان و فهم انسان در (سايت فتا) جوابيه هاي كاملي داده اند. كه از افراد فكور و عاقل جامعه تقاضا مي كنم به آن مطالب توجه و عنايت خاص مبذول بدارند.) اين دستور قرآن است كه در آيات زيادي مي فرمايد، آيا فكر نمي كنيد يا تدبر نمي كنيد آيا نظاره (ديدن با تفكر و تحليل) نمي كنيد و ... خيلي از آيات كه توجه خاص به عقل و تفكر و تعقل دارد به ما دستور تفكر و تعقل داده اند. پس، از تمام اهل فهم تقاضا مي كنم با درايت و كمال جوئي در پي حقيقت باشند.

و اما؛ چرا بعضي ها هم از اسب افتادند هم از اصل. شما اگر لغوي در ايمانتان باشد خدا مي بخشد او توبه پذير است ولي چرا اين بلا را بر قلب خود مي آوريد؟ چرا عقيده را فداي عقده مي كنيد؟ در يوم حسرت، در ملاقات با خداي رحمان با خالق خود چه مي كنيد؟ با بار مسئوليت در به گناه كشاندن مردم و جوانان جامعه چه مي كنيد؟ بترسيد از خدا كه قادر متعال است از فرصتي كه به شما داده تا جهت اصلاح استفاده كنيد. (اگر توبه كنيد عاقبت به خير مي شويد) حضرت رسول اكرم امين است به شهادت تمام تاريخ بدون يك مورد نقض. شما به چه دليل يا استدلال يا منطق ( نه مغلطه يا سفسطه يا ادعا بر اساس تخطئه ديگري) براي صدق انواع ترسيم كرده و خيال پردازي خود را به رسول خدا منطبق مي كنيد؟

پس تكليف پيامبران قبلی كه بعضاً دستخوش تحريف توسط افرادی چون شما شدند، كاملاً روشن است! آيا صاحب اين جهان، خداوند رحمان، هر كسی را که براي هدايت بشر تعيين كند، ناپاكانی بايد او را بر هر طريق ترور كنند؟!

آيا شما برگزيدگان الهي را با خودتان يا ...  هم سنگ و هم شأن فرض كرده ايد؟!

آيا نادان با دانا يكي است يا كور و نابينا با كسي كه مي بيند و بينا است يكي است؟!

اگر شما در مسئله اي دچار مشكل شويد يا نشاني جائي را بخواهيد (بهمين سادگي) به كدام يك مراجعه مي كنيد؛ به نادان كور اعتماد مي كنيد يا دانشمند بينا كه مي تواند هم آدرس را درست بدهد و هم مسير را تشريح كند و هم خطرات را گوشزد نمايد؟!!

در مراتب رشد و تعالي تفكر، عرفان، شناخت، آگاهي، علم و همه موارد تعالي بخش انسان و انسانيت تعليم، تعلم، تزكيه، دقت، تمرين، ممارست، تربيت لازم است. شما در هر موردي كه بخواهيد انتخاب كنيد حتماً بايد از مراحل ابتدايي به سطوح بالاتر طي طريق بنمائيد؛ يعني اگر شخصی بدون تزكيه و بدون علم و بدون تربيت و تمرين راجع به موضوعي ادعائي كرد، انصاف چيست؟ !! آيا نبايد اهل فن، راجع به آن موضوع خاص اظهار نظر كنند يا شما نظر هر كس را مدرك قرار مي دهيد، اگر كسي راجع به بيماري خاص پزشكي مراجعه كرد و او دستور خاصي داد ما بايد آن دستور را توهم پزشك بخوانيم و پزشكي را زير سؤال ببريم (به دليل اينكه ما قوه عقل و درك و تشخيص پزشك را تجربه نكرديم يا نديديم) و...

انصاف چيست؟!! آيا اين منصفانه است كه ما تمام اخلاقيات انساني بشر را كه دستاورد دوران رنج هاي پيامبران و اولياء خداست براي آموزش بشر؛ در ادب، در معاشرت با همسايه، در معاشرت با كودك و همسر، در روش صحيح كسب، در امانتداري، در راستي و گذشت و ايثار، در انفاق و خيلي مطالب ديگر نا ديده بگيريم و آيا نفي آنها را در موارد دروغ نگفتن، ربا نخوردن، نفي رشوه، نفي ظلم و دزدي و قتل و زنا، نفي رنجاندن يتيم، نفي كم فروشي، نفي ناديده گرفتن سائل و محروم و خيلي موارد زيادي كه در كتب احاديث و روايات معتبر موجود است مي توانيم ناديده بگيريم؟!!

اين كدام انصاف است كه اينگونه فرد را مورد قضاوت قرار مي دهد؟!!

چرا شما كه ادعاي عقل داريد به اصلاحات اخلاقي و رفتاري و اقتصادي و تربيتي ( فردي و جمعي) و ... كه همه جنبه اجتماعي دارند، اشاره نمي كنيد. اين كه شما الان مي توانيد اين حرفها را بنويسيد به خاطر اين است كه بشر از حالت جانوري به توسط اولياء خدا خارج شده و دستور دادند بشنوند اقوال را و از آن سخن كه به آنها رشد و تعالي مي دهد پيروي كنند (از سخن احسن يعني نيكوتر كه امر به نيكوئي سيرت و عمل دارد)؛ پس ملاك سنجش صدق، اعتقاد است، عمل كرد ( شيطاني، نفساني يا رحماني) با كدام ميزان يا چارچوب سنجيده مي شود؟!! آيا اينها براي شما مفهوم دارد؟ آيا در مقابل خداوند رحمان تعهدي بر درستكاري احساس مي كنيد؟!!

چرا ما بناي فهم آيات را درك انساني (با عمر محدود) كه تربيت آن چناني هم نشده (در سطح عموم) قرار مي دهيم و از صاحب آن آيات و فرستادگان او كه به دستور او عمل كردند غافليم؟!!

چگونه مي شود از فهم كودكي، توقع پاسخگوئي به معادلات كوآنتوم ، نانو، هندسه فضائي و... داشته باشيم؟؟!!

پس فهم بشري پس از آموزش و تربيت مي تواند سخت ترين معادلات را هم حل كند (فقط در يك صورت استثنا دارد و آن هم دستور خدا و خواست قادر متعال كه صاحب علم است اگر بخواهد به كودكي اضافه فيض كند و آن را برترين قرار دهد ما تابع و بنده او هستيم و ديديم در طول تاريخ، خداوند به هر كه بخواهد بي حساب مي بخشد؛ كه اين موضوع هم در مجال ديگر قابل طرح و تفكر است تا ببينيم كه خداي مهربان از ما غافل نيست اين ما هستيم كه سنت هاي الهي را درك نمي كنيم و دچار غفلتيم.) پس درك و فهم انسان با آموزش و تربيت هم در سطح رشد مي كند و هم در عمق و معنا.

يعني با ياد گيري و آموزش پذيري يك فرد مي تواند الفبا را بياموزد و اين آموزش را جدي بگيرد تمرين كند و بشود نويسنده و يا يك رمان نويس مثل تولستوي، شكسپير، يا شاعر بي نظيري مثل حافظ يا مولوي.

اگر ما حرف مولوي يا حافظ را نمي فهميم اين اشكال از درك ماست نه از حروف الفبا. تمام افرادي كه دوست داشتند بشر به مقام انسانيت برسد و جامعه انساني تشكيل بدهند، دوست دارند كه سطح آگاهي بشر را ارتقا بدهند (نه تنزل) و آگاهي را در رفتار انسان مؤثر مي دانند (مثال: كسي كه به كوهستان سرد سفر مي كند لوازم خاص سرما را بر مي دارد و اگر همان شخص به منطقه گرم سير برود لوازم سرد سير را با خود نمي برد و عقل و آگاهي او را به سمت سازگاري با حقيقت و واقعيت رهنمون مي كند و جلوي زيان و آسيب را مي گيرد.

آيا افكار شما جلو زيان و آسيب را مي گيرد، آينده عاقبت افرادي كه چون شما بودند چه شد؟ آيا پند نمي گيرد؟ مدينه فاضله شما چه مختصاتي دارد كه متعالي باشد و خدائي؟! چرا سبب گمراهي ديگران مي شويد؟!

اين منصفانه نيست كه ناتواني خود را در فهم هستي و سنت هاي الهي و روح دستورات اوليا خدا و رسولان، با زير سؤال بردن و مدل سازي هاي عوام فريبانه منكر شويم و توسط ابزاري كه منسوخ شده، سعي در تكه تكه كردن فطرت الهي خود و ديگران نمائيم كه همانا اوليا خدا از ما و ما از آنها هستيم ( همه فطرت الهي داريم) اگر بر عليه پاكي حرفي مي زنيم در واقع بر عليه خود واقعيمان گفته ايم و خودمان را زير سؤال برده ايم، فطرت خود را زير سؤال برده ايم. اگر قلب شما همراه پاكان نباشد، اگر عمل و نيت و تفكر و قلم شما همراه پاكان نباشد، شما با ساير ناپاكان تاريخ مثل هيتلرها، استالين ها، لنين ها، موسولينی ها، چنگيزها و ... چه فرقي داريد؟! تاريخ را بخوانيد، فكر و عمل آنها را ببينيد، سرنوشت آنها را ببينيد، آيا عبرت نمي گيريد؟! آيا چيزي به جز ناپاكي از خود بر جا گذاشته اند؟! چه سطح و چه طرح از فهم (با بيان نظريات جنابعالي مشهود است) براي خود قائليد كه آن را با قله هاي شعور، اخلاق، عرفان، شناخت، ايثار، معرفت، معراج و عمل و اخلاص مقايسه مي كنيد.

 شما دچار خطاي نفساني دوران سياه در تطابق علم و اخلاق يا علم و معنويت در غرب شديد كار آنها منجر به شكنجه گاليله شد و كار شما منجر به شكنجه رسول خدا(ص)، هر دو فريب شيطان را خورديد و به دام او دچاريد زيرا قرباني نهائي هر دو راه يكي است آن هم خدا و احكام او. وقتي مربي خدا نباشد هر پنداري، وهم جديدي ايجاد مي كند شما مي دانيد اگر كسي مربي اش خدا نباشد شيطان براي او تصويرهاي ذهني و سراب مي سازد، وسوسه مي كند و تا او را به جهنم نفرستد دست بر نمي دارد. پس عبرت بگيريد از عاقبت مكذبين. مگر كسي  از شما خواسته كه حل مشكلات قرآني بفرمائيد؟! به بهانه آن در كمال ناتواني عقلي و علمي (تاريخي) و روحي (معنوي) اقدام به تكذيب رسول خدا، آيات الهي، سپس خدا بنمائيد. شما اگر صادق و درستكاريد در حد خودتان جامعه را اصلاح بفرمائيد يك چيز مثبت يك روش نيكو بياموزيد و به يادگار بگذاريد، طرح بدهيد؛ چرا فقط اشكال تراشي يا ايرادگيري؟!! چرا؟!!

طرحي بدهيد جامع، جوابگوي همه نيازهاي بشري تا اينكه مردم فكور و عاقل ما، آگاه به سطح فهم و درك شما شوند. راه خوشبختي بشر را ترسيم كنيد؟!

اينكه كسي پيدا شود و همه چيز را زير سؤال ببرد که هنر نشد. طرح بدهيد، راهي بنمائيد كه در آينده بگويند خدا بيامرزد مرحوم فلاني را عجب كار مهمي كرد، اين يافته جامعه شناسانه يا مردم شناسانه يا ... او، بشر را از فلان تنگناي اخلاقي نجات داد. راه بشر را براي سعادت و نيك بختي هموار كرد. يك قدم بشر را به انسانيت نزديك كرد يا ... .

اين عاقلانه، صادقانه و انساني و منصفانه نيست که ما تمامی زحمات گذشتگان را در تربيت اخلاقي جامعه، احترامات و همه مناسبات تربيتي و رفتاري انسانی را كه آموزش ديده، بسوزانيم. اينها سپر حفاظت جامعه از بدي ها است. مثلاً اگر مي گوئيم دزدي بد است يا رشوه يا قتل مذموم و گناه است و نبايد انجام داد، شما نمی توانید و نبايد بگوئيد مدل تو قديمي شده و در مدل جديد من كه فقط اسم عقل را يدك مي كشد به اينها گناه نمي گويند بلكه مي گوئيم هدف وسيله را توجيه مي كند. پس برای اينكه به هدفت برسي، هر كاري كردي درست است يا اينكه كدام مدل را مي پسندي؟! اين، سخن فروشندگان دوره گرد است نه يك آدم ارزش گرا و عاقل.

 پس تا دير نشده به خود بيائيد و مسائل واقعي و جدي را با خيالبافي و ... مخلوط نكنيد و از سرنوشت مكذبين عبرت بگيريد.

والسلام

                               عباس عمو جوادي


بازدید: 574 ارسال به دوستان نسخه چاپی
8 رای - 35 امتیاز
ITShomal.com