مبعث و ربوبيت خداوند- خانم م-رشيدي
بسم ا... الرحمن الرحیم
بعثت و ربوبیت خداوند
روز 27 رجب برابر است با بعثت رسول اکرم (ص) که بزرگترین حادثهی تاریخ بشر است. معنی لغوی بعثت یعنی برانگیخته شدن.
بعثت در فرهنگ اسلام یک سمبل است. سمبلی که ما در هر لحظه از آن استفاده می کنیم و باید خود را با آن تنظیم و جهت دهی کنیم. وقتی صحبت از بعثت می کنیم یعنی بعثت حضرت رسول و بعثت همهی انبیا. یعنی بعثت همه ی انبیا در بعثت رسول خدا خلاصه شده است. با اینکه همه ی پیامبران دیگر را قبول داریم امّا از بعثت آنها صحبت نمی کنیم ولی چون بعثت پیامبر عام است برای همه چیز و در همه چیز و برای همه مبعوث شده ، به این دلیل بعثت پیامبر نقطه عطف تاریخ بشر است.
درک بیشتر مفهوم بعثت نیازمند اطلاعات تاریخی است ؛ یکی از اطلاعات تاریخی ، اطلاعات قرآنی است که در رابطه با بعثت چندین بخش می شود. مثلاً بعثت و وحی. چه ارتباطی بین بعثت و وحی وجود دارد.
وحی در قرآن انواع مختلف دارد و آیات متعددی در قرآن در رابطه با وحی وجود دارد. مانند آیات سوره ی جن که می فرماید : «عالم الغیب ... » او دانای غیب است. خداوند می فرماید: ما خودمان صاحب عالم غیب هستیم و آن را حفاظت می کنیم و به کسانی از رسولان خود که برگزیده ایم ، می دهیم .
می فرماید: از آن چیزی که به تو وحی می کنیم حفاظت می کنیم، پس وحی حفاظت دارد. وحی بر قلب انسان جاری می شود و مستقیماً از منبع لایزال خداوندی بوسیله ی جبرئیل می آید، مراتب وحی ارتباط بین انسان و خداوند را طرح می کند. خداوند؛ در تجلی صفت ربانیت خود و پرورش آدمیان در مسیر تعالی و رشد؛ به انبیا وحی نموده است.
برای اینکه حالات ما و تربیت ما در جهت خداوند و ربانیت خداوند باشد لازم است که درجات وحی را یاد بگیریم و خودمان را کشف کنیم که در چه درجه اي از فهم آسمان هستیم. همه ی ما نیاز به ارتباط وحی از عالم هستی داریم و هرچه پاکتر باشیم بهتر می فهمیم و بهتر با ما حرف می زنند و بدون سخن گفتن از آسمان برای ما زمینیان هدایت بسیار سخت و دشوار است. قرآن سخنان آسمانی است که با دل مومنان حرف میزند.
بحث خلقت و بعثت یکی از مهمترین مباحثی است که در رابطه با بعثت می توانیم طرح و عرضه کنیم. ما یقین داریم و با تجربه به این نتیجه رسیده ایم که عالم در حال تغییر و تحول است و این تحول به سوی رشد و تعالی است و این تحول در مورد همه ی عالم و پدیده ها صدق می کند. کل جهان هم به این جهت حرکت می کند و به طرف یک نقطه ی تعالی، هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ روحی و تکامل روحانی، جهت رشد به خود گرفته است. بتدریج پیامبرانی که آمدند و پیام آوردند کتابهایشان قطورتر و حرف هایشان عمیق تر شد، یعنی در جامعه رشد و تعالی صورت گرفته که پیغمبر بعدی آمده است.
بشر در سیر خود به قرآن کتاب رشد دهنده ی مستمر رسید. خود قرآن این رشد دهندگی را در خودش مستتر و پنهان دارد و اگر کسی با قرآن حرف بزند و رابطه برقرار کند، قرآن هم برایش حرف می زند و هر دفعه حرف جدید ی می زند و این حرف در جهت تکامل و در جهت حرف قبلی است، منتهی یک قدم جلوتر.
قرآن بی نهایتی است که در بی نهایت سیستم تربیتی، برای انسان، فکر و برنامه دارد. قرآن پیامبر مستمر است، اگر پیامبری با قرآن تمام شده، هدایت و تکامل تازه شروع شده.
آیات اولیه ی سوره ی علق در رابطه با بعثت پیامبر نازل شده است:
« اقرأ باسم ربک الذی خلق » : بخوان بنام پروردگارت که بیافرید.
«خلق الانسان من علق» : آدمی را از لخته خونی بیافرید.
در آیه ی اول کلمه ی "رب" آمده است. خداوند می خواهد کسی را که خلق کرده، تربیت کند؛ چون رب اوست، خالق و پرورش دهنده ی اوست.
اکثر انحرافهایی که در ادیان مختلف بوجود آمده است به این دلیل بوده است که معتقد بودند که خدا هست و جهان را خلق کرده اما تربیت و هدایت جهان در دست خدا نیست. آنها برای هدایت، ربوبیت و تربیت در جامعه به خدایان دیگر رو می آورند که در این صورت شرک بوجود می آید.
آنچه ما در مبعث باید فهم بکنیم ربوبیت خداوند است که چه ارتباطی با ما دارد. رابطه ي بعثت با جامعه رابطه ی پرورشی و رابطه ی تربیتی است. رابطه ی ساختن انسان است.
آیه ی دوم می فرماید: انسان را از خون بسته (علق) خلق کردیم.
خون بسته در ریشه ي لغت به معنای زالو است، یعنی چیزی که از خودش ماهیتی ندارد و وجودش به مکیدن از چیز دیگر است.
خداوند می گوید: ما همه ی هستی را مثل علق خلق کردیم، همه باید بچسبید به من و از من بمکید که رب شما هستم، تا در هستی متولدتان کنم. پس ای انسان برانگیخته شو، بایست، در هستی بمان. غیر از بعثت و بر انگیخته شدن هیچ چیز در هستی نخواهد ماند. آنهایی که می توانند از ربوبیت خداوند بچشند و بخورند آنها در هستی می مانند. مانند پیامبر اکرم (ص) وگرنه از صحنه ي هستی خارج می شوند.
پیامبر اکرم (ص) نمونه ی بارز این نوع پرورش در هستی است و اولین کسی است که در حد تکامل بشری به بی نهایت رسید و در درون خود برانگیخته شد.
در حقیقت، بعثت تولد آدمیت است، برا ی همین بشر رو به تکامل است و به همین دلیل نبوت بعد از ایشان قطع می شود، چون آدمیت کامل را خداوند خلق کرده است. از زمان پیامبر به بعد انسانها این توان را پیدا کردند که در درون خودشان برانگیخته شوند و در درون خود بعثت کنند. این توان نیاز به الگو داشت و الگوی آن پیامبر اکرم شد.
ما باید در درونمان دائماً برانگیختگی و بعثت و قیام کردن و « قم فانذر» شدن را تجربه کنیم. این یعنی تحول، بی نهایت است. ما نیازمند بعثت دائمی هستیم. وقتی که انسان یک بعثت کند، یک برانگیختگی در او ایجاد می شود و یکی از نعمت های خدا را دریافت می کند و یک قدرت، لذت و امنیت بدست می آورد و
اگر به همان مرتبه از رشد قانع شود، ثبات پيدا مي كند و از رشد ساقط مي شود.
بعثت دائمی این است که در هر چیزی که بدست آوردیم، به محض اینکه درونی کردیم «قم فانذر» جدید را در خودمان ایجاد کنیم و به هیچ مرحله ای از رشد و تکامل و بعثت قانع نشویم، زیرا هستی بی نهایت است و ربوبیت خداوند همیشگی و جاودان و مسیر رشد، بی انتها و الگویش رسول اکرم (ص) که همیشه در حال «قم فانذر» و حرکت دائم بود.
پس همه ی مومنین و پیروان راه ایشان باید در یک بعثت و برانگیختگی دائم و همیشگی باشند و همیشه در حال تحول و رشد و تعالی و بهتر و بهتر شدن و به هیچ مرحله ای از رشد و تعالی بسنده نکنند.