یادداشت
در شماره هاي پيشين اين نقد نامه سخن از آن رفت كه آقاي مدرسي با گزينش كردن روايات و تحريف يا ناقص ارائه دادن آنها اهداف ذهني خود را نسبت به روند حركت شيعه اماميه در تاريخ تدوين نموده است. و افزوده شد كه بسياري از اسنادي كه ايشان ارائه دادند يا جعل از اسرائیلیات بوده و يا اصلاٌ وجود خارجي نداشته است و تنها ساخته ی ذهني نويسنده و پرداخته شده ی افكار خاص ايشان بوده است. وي از پيش خود تاريخي از شيعه اماميه ساخته است که بر اساس مستندات تاريخي و روايي نيست؛ بلكه يك تحليل از پيش بافته است كه وي خواسته براي آن سند و روايت دست و پا كند. با اين شيوه هر كسي مي تواند قصه اي بسازد و برايش در تاريخ سند و روايت جعل كند.
بیشتر ....این تحلیل که دین قلمرو وحی است، نه عقل، در چند جای دیگر کتاب ایشان نیز به ظرافت طرح شده است؛ به طوری که به خواننده تفهیم می گردد که وحی، محدوده ای در تعارض با عقل دارد و دین محدود کننده ی عقل و تدبیر و تدبر انسان است و امامان معصوم ضمن پشتیبانی از متکلمین، آنها را در چهارچوبه ی وحی تأیید می کردند نه عقل. ...
در این که آقای مدرسی تأکید دارند که عقل در قلمرو وحی و دین نیست؛ باید بگوییم که ایشان هیچ گونه تعریفی از عقل و عقلانیت ارائه نداده اند تا مشخص شود که منظور چیست؟ تعریف عقل و عقلانیت در قرآن و در روایات بسیاری مشخص گردیده است. همچنین متکلمان و عرفا از عقل تعاریف خاص خود را نموده اند. عرفای فیلسوف، کل جهان را در مراتب عقلانی تبیین نموده اند که هر مرحله از عالم تعالی مرتبه ای از مراتب عقلانیت است. عقل در تفکر متکلمین شیعه به مفهوم عقل برهانی که معادل «لوگوس» یونانی است، نمی باشد؛ بلکه آنها معتقدند که عقل دیگری وجود دارد که دایره ی شمول آن بسیار وسیع است. ...
بیشتر ....تلفيق نسخ و بداء، عظمت زيبايي را براي انسان به ارمغان مي آورد. نسخ و بداء، نشانه ی تحول و تكامل انسانِ با اراده و اتكاء به قدرت خويش است كه خداوند، به آن احترام گذاشته و قوانين و فعل خود را در رابطه با توانايي و اعمال او تغيير مي دهد.
نسخ و بداء، نشانه ی عمليِ تفويض خلافت الهي انسان، از سوي خدا به انسان است تا انسان قادر باشد، بسياري از قوانين و واكنش های خداوند، نسبت به رفتار خود را عوض نمايد؛ نسخ و بداء، نشانه ی ربانيت خداوند در جهان است كه خداوند، قوم به قوم، مربي گري انسان را به عهده گرفته و با انسانها در هر سطح فرهنگي- اجتماعي- جنسیتی- تربيتي و سياسي ای كه قرار دارند، رابطه ی مربي گري دارد و با عمل او، قوانين تكاملي اش را تغيير مي دهد و به انسان اجازه مي دهد كه راه تعالي خود را خود انتخاب نمايد و در اين راه، او را رهبري مي كند؛ نسخ و بداء، جبر و بی اختياري را از انسان بر مي دارد و در محدوده اي خاص از اين جهان و حتي عوالم غيبي، دست او را باز مي كند و رفتار كوركورانه و تقليدي را مانع مي شود؛ براي رشد علمي- فرهنگي- تربيتي- اخلاقي- اجتماعي- فردي و ... ، انسان احترام قايل است و براي آن، قوانين جديد و سرنوشت جديد رقم مي زند.
آقای مدرسی در فصل سوم کتاب خود، ابتدا سیر تاریخی امامت و حوادثی که بر سر جانشینی امامان معصوم تا حضرت امام حسن عسگری(ع)، رخ داده را بیان نموده است.
می نویسد: «یک گروه از شیعیان پر حرارت که طرفدار قیام مسلحانه بوده و روش صبر و انتظار امام صادق(ع) را نمی پذیرفتند، نخست در سال 122 به قیام زید بن علی پیوسته و پس از آن به شاخه ی حسنی از خاندان پیامبر روی آوردند که در آن زمان، بزرگ آنها عبد ا... ابن محض از نواده ی امام حسن مجتبی(ع) بود.»
این تحلیل بسیار غلط است، چرا که اولاً خود زید بن علی در زمانی که قیام کرد، مردم را به امامت حضرت امام محمد باقر(ع) فرا می خواند. شیخ مفید می نویسد: «زید بن علی بن حسین مردم را به مرد پسندیده از آل محمد(ص) دعوت می فرمود. مردم گمان کردند که مقصودش از این کلمه، خود آن جناب است؛ در صورتی که او چنین مقصودی نداشت، چون شایستگی برادرش حضرت باقر(ع) را برای امامت، بیش از خود می دانست و از وصیت امام باقر(ع) به امامت حضرت امام صادق آگاه بود.»
بیشتر ....جمعیت شیعیان امامیه به همراه دوازده امام خود از آغاز امامت حضرت علی(ع) تا پایان غیبت صغرای حضرت امام زمان در سال 329، حدود سیصد و نه، ده سال شمسی را طی کرده اند.
سال هایی بسیار عجیب و پرحادثه و خطرناک که امامان معصوم، شیعه و شیعیان را همچون گوهری در دل صدف در میان اقیانوس مواج و شور و تلخ، از ناکامی ها و انحرافات و جنگ ها و بیماری ها و کژروی ها و ...، حفظ نمودند و این گوهر تابناک را به آیندگان مؤمن خویش تحویل دادند. در این سیصد و چند سال، جامعه ی مسلمانان بعد از پیامبر اکرم(ص)، هر حادثه و خطر و تهدیدی را که ممکن بود بر سر جامعه ای بیاید، تجربه کرد و امامان معصوم، راهِ برون رفت از آنها را برای مردم و به ویژه مؤمنان خود نشان دادند. راهی که برآمده از تأویل قرآن بود و از تفسیرِ به روز آن سخن می گفت و توأم بود با سنت رسول اکرم(ص) و تطبیق آن در طول زمان و بر آن افزوده می گردید. درک و فهم الهی امامان از علوم مخصوص امامت که در دوره ی هر امام، رهگشایی خاص آن صورت پذیرفته است.
یادآوری این کم از دریای مجاهدت شیعیان امامیه در قرون اول اسلام، بدین دلیل است که خوانندگان دریابند که در آن دورانِ افراط و تفریط های فکری و شرایط خفقان آور، چگونه شیعیان در صحنه ی عملی، فرهنگ سازی و حقیقت گویی و ...، تلاش بی پایانی را صورت داده اند. آنها بر خلاف تصور آقای مدرسی در بند فرقه سازی و انشعاب غلو و تفویض نبوده اند. غلو و تفویض در میان بداندیشانی صورت می گرفت که اصولاً از شیعه و حقایق اصلی آن اطلاع چندانی نداشته اند و اصولاً در حرکت عظیم و رو به گسترش و اجتماع ساز شیعه، محلی از اعراب نداشته است. آنچه که شیعیان بیش از همه با آن درگیر بوده و به آن می اندیشیدند، جریان افراط جبریون در قرن اول و حاکمیت مجدد آن در زمان اشاعره در قرن سوم و چهارم بود و جریان تفریطی در مقابل آن، یعنی قدریون یا معتزله بود که حاکمیت مطلق یکصد ساله در این میان به دست آورده بود و بر این انحرافات فکری، نظام های سیاسی بنی امیه و بنی عباس استقرار یافتند که خود را جانشینان رسول اکرم(ص) می دانستند و با تمسک به این موضوع، فسادهای عظیمی مرتکب شدند، جنگ ها و قتل های بسیاری انجام دادند و زندان ها را آباد، و فسق و فجور و تملق و چاپلوسی و قدرت پرستی و فحشا را در جامعه رایج کردند.
ایشان سعی دارند که ریشه ی درگیری های میان جامعه ی شیعه را به برداشت غلط مفوّضه و اهل غلو از موضوع امامت وابسته دانسته و با مغلطه ی خاصی که مخصوص جامعه ی فکری خودشان است: اولاً گروه اندک اهل غلو را که در جمعیت شیعیان آن روز، محلی از اعراب نداشتند، به یک طیف گسترده در جامعه ی آن روز تعبیر نماید. ثانیا ً دیدگاه معین و مشخص شده ی اهل غلو را که ائمه را در سطح خدا دانسته و آنها را در خلق و رزق شریک خدا می پنداشتند، با صفات مبرّز و مبیّن دیگری از ائمه ی اطهار که نشانه ی خلافت الهی آنان است، پیوند زده و دیگر صفات اثبات شده و به مورد اجرا درآمده از امامان معصوم را جزو اصول اهل غلو قلمداد کرده و بدین سان تمام خصوصیات آسمانی و کرامتی ائمه را با چوب اتهام به غلو و مفوّضه نادیده گرفته و آنها را انکار نماید.
نویسنده، در مبحث دوم کتاب خود، به تشریح و تعریف خطوط فکری و موازی در درون شیعه و سیر تدریجی تکامل آنها مي پردازد که از آن میان، به غلات شیعه، مفوّضه، مقصره و میانه روان در تفکرات شیعه پرداخته است. وی در مورد پیدایش غُلات در اسلام می نویسد: فکر این که پیامبر(ص) موجودی فوق بشری بود، بلافاصله پس از درگذشت آن حضرت آغاز شد. بنابر روایات تاریخی پس از آنکه خبر درگذشت آن حضرت پخش گردید، یکی از صحابه اظهار کرد که وی وفات نفرموده و تنها از نظرها غائب شده است تا بعدا ً مراجعت کند و دست و پای کسانی را که بدو نسبت وفات دهند قطع کند. وی با بیان این مطالب، شروع غلو در اسلام را به عصر خلیفه ی دوم - عمر- اختصاص داده است.
بیشتر ....آقای مدرسی، تشیع را جنبشی می داند که تا پایان قرن اول هجری فقط یک گرایش سیاسی ضدّ نظام ِ موجود بوده است و می نویسد: جنبش تشیع با این همه تا پایان قرن اول هجری جز در گرایش یاد شده در بالا که نوعی گرایش سیاسی ضدّ نظام موجود دانسته می شد، راه خود را از سواد اعظم جامعه ی مسلمان جدا نکرده بود.
این باور یقینا ً از یک تحلیل ضعیف حکایت دارد که شیعه و امامانش را در قرن اول هجری فقط در گرایش سیاسی ضدّ نظام حاکم خلاصه کنیم. صدها روایت و گزارش مستند تاریخی گواه این موضوعند که امامان ما در دوران زندگیشان در همه ی امور مورد نیاز جامعه و فرد فعالیت می کردند. آنها علوم مختلف را طرح و پیگیری می کردند؛ فقه، حقوق، عدالت، فرهنگ، سیاست، تربیت، اخلاق، احکام و ... بطور گسترده از سوی آنها ارائه شده است و این مهم فقط به قرن دوم به بعد منتهی نمی شده است، بلکه در همان قرن اول و بخصوص از زمان خود حضرت علی (ع) موارد فوق پیگیری می گردیده است.
بیشتر ....در یک ماهه گذشته حوادث بسیار تلخ و نا به هنجار در مقدمه انتخابات ریاست جمهوری و بعد ازآن در ایران به وقوع پیوست که بازتاب داخلی و خارجی بسیار گسترده یافت که پیامدهای تلخ تری نیز از این حوادث در راه است.
جنگ کلامی دو جناح در انتخابات کشور با تخریب و بیان حقایق در مورد یکدیگر آغاز شد و سپس با مردود اعلام کردن نوع رأی گیری و رأی شماری توسط جناح آقای موسوی درگیری ها به تظاهرات و سپس زد و خوردهای خونین در داخل پایتخت و دیگر شهرهای ایران کشیده شد.
در بند اول این مقاله، ايشان با مغلطه در صدق و انواع قرار دادن براي آن (صدق هنري، صدق اخلاقي،صدق منطقي، صدق فلسفي، صدق ورزشي، صدق اقتصادي و ...) انواع صدق را مطرح مي كنند و از يكي براي رد ديگري استفاده مي نمايند در حاليكه غافلند كه صدق مراتب دارد نه انواع.
شما نمي توانيد در كمال صدق كلامي، صدق اقتصادي نداشته باشيد ( صدق كلامي داشته باشيد ولي رباخوار باشيد) ما از پيام دين درك مي كنيم كه از مرحله اول صدق كه زبان است به نيت و به عمل مي رسيم و صدق ما را به صدقه مي رساند.
بیشتر ....مؤمن حاضر درعرفه كسي است كه اولا بداند در مقابل چه كسي ايستاده است وتا زماني كه ريشه هاي خودخواهي و منيت در او باشد، اين كار امكان نخواهد داشت، لذا خشوع، پل اتصال آن است. ثانيا بداند كه چه مي خواهد و چه بايد بخواهد، زيرا او مي داند رحمت لايزال الهي به طور مستمر وگسترده در هستي خداوند مي بارد و مي بايستي به دنبال طراحي مسيري باشد تا درجهت اين بارش قرار گيرد وسيراب شود.